نوستالوژی …
چندی عکس در وصف نوستالوژی ..
چند وقت پیش در حال وبگردی به قطعه ای رسیدم که خیلی برام شیرین بود ، یعنی در عین سادگی میخواست اوج حس رو منتقل کنه و برای من که در این عرصه شلوغ حتی وقت نمی کنم ( شما بخون تنبلیم میشه ) کتاب های تخصصی رشته خودم رو بخونم ، حالا چه برسه به کتاب های شعر و داستان ، خوب پیشرفتی محسوب میشه .
گـــــــــــــــــــــس میزند امروز، همینکه تلــــــــــــــخ نیست
شُـــــــــــکر
امان از دست این نسل امروزی ( از جمله خودم ) که تا احوالات خودشون رو هم سوژه ای برای به اشتراگ گذاری در شبکه های اجتماعی میدونن ، از قضا بنده ی ناچیز هم از این معقوله مثتسنا نبوده و این شعر بسیار زیبا رو به دست شبکه های اجتماعی رسوندم !
بعده ها با تذکر دوست عزیزم میثم مطلع شدم که این سبک شعر هایکو هستش !
و بعد از چندی جستجو با این سبک آشنا شدم ، و حالا چند تا از هایکو های مدرن رو هم اینجا میذارم تا اگر شما هم دوست داشتید این سبک رو جستجو کنید .
روزی که من مردم
هوا خوب شد
———————————
کودک خردسال
دويد
بالا مي آيد بادبادک
———————————
آزرده ات کردم؟
با دیدگانی نگران به من خیره می شوی
اما این ها اشک های من اند
———————————
صبح و شام…
اما روزگاری پیش از این
بینمان فاصله ای نبود
از وردپرس و این باگهای مسخره اش خسته شده ایم …!
سلام و صد سلام و کلی تبریک واسه این شب یلدا ی خوشگل که گذشت ..![]()
قابل درک نیست براتون که بگم چقد دوست دارم در رابطه با فارکس بنویسم تا همتون مثله من با این بازار آشنا شید و از این به بعد ضربان قبلوتون وصل شه به این بازار ولی چه کنم که حسی از نوشتن در من بیداد نمی کنه . ![]()
ولی خب بر سر لجبازی کودکانه هم که شده مینویسم تا حالی گرفته باشم از این حس احمقانه .
امروز براتون خوشگل ترین محل های مقدس دین و آئین مسیحیت رو در گوشه گوشه ی این کره ی خاکی میگذارم تا شما هم ببینید و لذت ( حسرت ) ببرید .![]()
سلام
بعد از چندین وقت دوباره .. !
امشب فقط حسی از مینیمال در من زندست !
پس بدون هیچ معطلی برایتان میگویم :
1 – اگر دختری در ستاره ثریا هم باشد، مردانی از سرزمین پارس برای او بوق خواهند زد.
2 – اگر اتوبانی در ستاره ثریا هم باشد، مردانی از سرزمین پارس در آن دنده عقب خواهند آمد.
همچنین دیروز تو یک برنامه ی تلویزیونی این دیالوگ نظرم رو جلب کرد :
( چند نفر در زندان در حال صحبت با هم )
- امروز چندمه ؟
- 27 شهریور !
- ای بابا اینجا که هم که چقد دیر میگذره زمان ، حالا اگر بیرون بودیم 29 اسفند بود ها !!
در آخر هم یک مینیمال دیگه :
خدایا تو هنوزم تنهایی؟ اشکال نداره، واسه همه پیش میاد. حالا تعریف کن ببینم طرف کی بوده … ؟
سلام
چند وقته پیش یک مطلب فوق العاده جالب خوندم که الان قصد دارم اون رو با شما دوستای گلم هم به اشتراک بزارم .
این روزها بازار قهوه ی تلخ ، جنجالی ترین سریال مهران مدیری که ژانری کمدی تاریخی داره ، بسیار داغه ، ولی بخش عمده ی این سر زبان بودن ، موج جدیدی از پشتیبانی مردم از هنرمند دوست داشتنی و تحصیل کرده ، مهران مدیری هستش .
انصافا که کارهای مهران عزیز با تمام نسل ها و تمام عقاید مختلف فکری فرهنگی ارتباط خوبی برقرار میکنه . در همین راستا پیشنهاد میکنم مطلب بسیار قشنگ رضا رشیدپور رو از این لینک بخونید : آقای احمدی نژاد هم قهوه تلخ می نوشد !
خلاصه که کار جدید آقای مدیری ، حداقل برای من که چند سالی ست با سینما و تلویزیون ایران بیگانه ام روزنه ای پرنوره .
ولی تمام این توضیحات را گفتم تا به اصل مطلب برسم .
در قسمت اول میبینم که مهران عزیز از خودش ، دلتنگی اش ، تلاش های شبانه روزی گروه فوق العاده حرفه اش و فرهنگی بودن این سریال حرف میزنه و با تاکید از مردم میخواد که جان من کپی نکنید ، ( من هم تکرار میکنم خواهش میکنم کپی نکنید ) . بعد از این صدای دلنشینش تصنیفی به یاد ماندنی رو شروع به اجرا میکنه . کلی قند تو دلم آب میشه .
همه معرفی میشن ، بازیگر ، کارگردان ، تهیه کننده ، صدابردار .. همه و همه ، ولی یک اسم کم است .
آقای مدیری فراموش کرد اسم خالق این تصنیف ” علیاکبر شیدا ” را بگه ؟ باورتون میشه ؟
تا چند ثانیه قبل مهران جان می گفت این کار فرهنگی رو زنده نگهدارید ، حالا خودش فراموش میکنه که اسم خالق این تصنیف رو بگه ؟
سرتون رو درد نیارم ، کلی فکرم به هم ریخت ولی با این حال دست از پشتیبانیش برنمی دارم و کلیم طرفدارشم ![]()
امیدوارم در قسمت های بعد که منتشر میشه این موضوع برطرف شه ..
سلام عزیزان …
این چند وقت اخیر دوستان من دارن به شدت ایران رو ترک میکنن و با این وضعیت مهاجرت به کشور های خارجی ، اگر در قطب شمال وسط اقیانوس 2 انسان زنده باشن یکی از آنان ایرانی مشغول به تحصیل است .![]()
خلاصه آنکه هموطنان غیور و شهید پرور ایرانی در هر زمینه ای دست داشته و سعی در وقف دادن خود آنهم به صورتی کاملا انفجاری دارند .
امروز در حال صحبت با یکی از این دوستان خارج نشین به بحث مشغول بودیم که خواسته ی عجیب این دوستمون منو به نوشتن این مطلب باز داشت .
این دوست عزیز از من خواست تا در پیدا کردن جملات زیبا و رمانتیک به زبان های رایج دنیا به او کمک کنم .
نتیجه آن شد که تمام قدرت را به کار گرفته و در این جهت گامی بلند برنهادیم
.
از آنجا که ارادت ما به زبان شیرین ایتالیائی بسیار بالاست الویت را به این زبان اختصاص میدهم . ( دوستان من اول جمله به زبان ایتالیائی بعد ترجمه ی آن را به زبان انگلیسی و در نهایت ترجمه فارسی کج و کنجل خودم رو به زبان فارسی میگذارم )
اول جملات کوتاه :
Mio amore
my love
عشق من
__________________________
Tesoro mio
my darling
عزیزم
__________________________
Passerotto mio
my little bird
پرنده ی کوچکم
__________________________
Mi manchi
I miss you
دلم تنگ شده برات
( شما می تونید از Mio Amore و Tesoro Mio با Passerotto mio به همراه این جمله استفاده کنید )
__________________________
Ho bisogno di te
I need you
بهت احتیاج دارم
__________________________
Mi manchano i tuoi occhi
I miss your eyes
دلم برای چشمات تنگ شده
__________________________
Ti adoro
I adore you
می پرستمت
( شما می تونید از Mio Amore و Tesoro Mio با Passerotto mio به همراه این جمله استفاده کنید )
__________________________
Sei la mia vita
you are my life
تو زندگی منی
__________________________
Ti penso ogni giorno
I think of you every day
هر روز بهت فکر میکنم
__________________________
و بالاخره : Ti amo
I love you
دوستت دارم
__________________________
? Mi vuoi sposare
? will you marry me
با من ازدواج میکنی ؟
( دوستان در استفاده از جمله نهایت جنبه ی خود را به کار ببرید و همینطور امیدوارم این جمله فقط یک بار به درد شما بخورد )
______________________________________________________
خوب برای این بار کافیه ، امیدوارم تمرینات متوالی شما باعث روان استفاده کردن از این جملات بشه .![]()
اینجانب نیز سعی در استفاده ی پنهان ( اصولا استفاده ی زیرپوستی ) داشته و دارم ، به امید آنکه ببیند و خوشش آید ![]()
دارم تمام میشوم انگار …
نوشته هام را به حراج گذاشته ام
سهمی بردار و برو ![]()
این روزها تب سریال های ایرانی ( هندی ) خیلی داغ شده . از فاصله ها گرفته یا زیر هشت میخواند یه شبه تمام مشکلات زندگی رو براتون بازگو کنن ، البته تاوان رو هم از این معقوله کنار نذارید .
دروغ ، پولداری ، بی پولی ، دزدی ، روابط پسر و دخنر ، مذهب ، نقش دین در خانواده ، فقر ، فحشا ، جنگ پدر و پسر، مرغ همسایه غازه و … همه موضوعاتی هستش که کارگردان های عزیزمون دارن تو 50 قسمت وارد جامعه میکنن ..
البته من در یک مورد موافقم ، اسم سریال فاصله ها .
فاصله ها اسم خیلی قشنگیه ، ولی نه به عنوان فاصله ی بین نسل ها ، به عنوان فاصله ی بین ما و شما
فاصله ی بین مردم و صدا سیما ، فاصله ی بین افکار ما و افکار کارگردانان این روزها …
فاصله ی بین صدا و سیمای جمهوری و سینماهای غرب
این اسم رو خوب انتخاب کردین عزیزان ، امیدوارم در عرصه ی ساختن فیلم ها و سریال های زرد ، روز به روز پیشرو تر و موفق تر از سینمای BollyWood شوید .
ازتون میخوام در همین رابطه لینک های زیر رو ببینید :
پ . ن : خیلی حالم بده ، واسه همینم نتونستم حرف دلم رو کامل کنم ، فقط خواستم تو یک پست کوتاه نظرمو بگم .
پ . ن 2 : میگن یک نفر دو بار از یک سوراخ گزیده نمیشود ، دروغ میگن من شدم . الانم دارم به خونی که از زخمم جاری هستش نگاه میکنمو حسرت میخورم ![]()
من میتوانم خوب، بد، خائن، وفادار، فرشتهخو یا شیطان صفت باشم ، من می توانم تو را دوست داشته یا ازتو متنفر باشم، من میتوانم سکوت کنم، نادان و یا دانا باشم، چرا که من یک انسانم، و اینها صفات انسانى است.
و تو هم به یاد داشته باش : من نباید چیزى باشم که تو میخواهى ، من را خودم از خودم ساختهام، تو را دیگرى باید برایت بسازد و تو هم به یاد داشته باش منى که من از خود ساختهام، آمال من است، تویى که تو از من می سازى آرزوهایت و یا کمبودهایت هستند. لیاقت انسانها کیفیت زندگى را تعیین میکند نه آرزوهایشان .
و من متعهد نیستم که چیزى باشم که تو میخواهى و تو هم میتوانى انتخاب کنى که من را میخواهى یا نه ولى نمیتوانى انتخاب کنى که از من چه میخواهى.
میتوانى دوستم داشته باشى همین گونه که هستم، و من هم.
میتوانى از من متنفر باشى بىهیچ دلیلى و من هم ، چرا که ما هر دو انسانیم. این جهان مملو از انسانهاست ، پس این جهان میتواند هر لحظه مالک احساسى جدید باشد.
تو نمیتوانى برایم به قضاوت بنشینى و حکمی صادر کنی و من هم .
دوستانم مرا همین گونه پیدا می کنند و میستایند،حسودان از من متنفرند ولى باز میستایند، دشمنانم کمر به نابودیم بستهاند و همچنان میستایندم، چرا که من اگر قابل ستایش نباشم نه دوستى خواهم داشت، نه حسودى و نه دشمنى و نه حتی رقیبى، من قابل ستایشم، و تو هم …
یادت باشد اگر چشمت به این دست نوشته افتاد به خاطر بیاورى که آنهایى که هر روز میبینى و مراوده میکنى همه انسان هستند و داراى خصوصیات یک انسان، با نقابى متفاوت،
اما همگى جایزالخطا .
مهاتما گاندی
آخرین دیدگاهها